راز سخن

شمارهٔ ۱۰۳

کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد

کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد
ترا نتیجه جز آه و حسرت افسوس
بود کتاب عروس ای پسر به حجله علم
کسی به عاریه هرگز نداده است عروس
عروس خویش چو دادی به عاریت تا حشر
به بام عار و ندامت همی نوازی کوس

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.