راز سخن

شمارهٔ ۴۶

تا که سردار اسعد اندر ری

تا که سردار اسعد اندر ری
زد علم چون بر آسمان مریخ
نعره توپ و بانگ صاعقه زد
بر رخ ظلم سیلی توبیخ
دهن جور دوخت با مسمار
گوش نیرنگ و حیله کوفت به میخ
شاخ بیداد را بنیروی داد
کند از ریشه و فکند از بیخ
بی تامل نگاشت کلک ادیب
«بختیاری مجاهدان » تاریخ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.