راز سخن

کلبۀ کاغذی

چشم تو مرا به یاد مهتاب انداخت

چشم تو مرا به یاد مهتاب انداخت
چون ماهی سرخ برکه از خواب انداخت
در کلبه کاغذین خود خوش بودم
عشق تو به زندگانی ام آب انداخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.