راز سخن

غزل آفتاب

گوهر نازنین ناب منی

گوهر نازنین ناب منی
گل زیبای باغ خواب منی
تو ز دیوان بی کرانۀ صبح
غزل سرخ آفتاب منی
تویی آن گنج بی نهایت عشق
که در آواره خراب منی
خوشتر آن کز غم تو جان بازم
برو ای جان که خود حجاب منی
تو حدیث تجسم آبی
که در آوازه سراب منی
تو بزرگی ، معطری ، پاکی
که مسیح دل کباب منی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.