راز سخن

غوغای وصل

هر شب از غوغای وصل می شوم بیدارتر

هر شب از غوغای وصل می شوم بیدارتر
هر دم از دیوانگی می شوم هوشیارتر
مه رخان شنگ و شوخ دلبران شوخ و شنگ
می برند از من توان می کنندم زارتر
بشکند دست فلک از فریب من چه سود
نی به مقصد می رسم نی شوم کم بارتر
هر که بالاتر رود ما به پایین می رویم
هر که می گردد عزیز می شوم من خوارتر
زلف و ابروی تو را قیمت جان می خرم
چون که نفروشی همی قیمتش بسیارتر
احمد از طالع مدار نیک بختی انتظار
طالعت چون آتش است آتشی خونبارتر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.