میزبان خدا
من گل زرد آفتابگردانم
من گل زرد آفتابگردانم
رو به خورشید توست چشمانم
دستهایم قنوت می خواند
بت پرستم ولی مسلمانم
میزبان خدا شوم وقتی
که به میقات دوست مهمانم
می روی تا دوباره برگردی
سر به تشویش در گریبانم
پرتو مهر آفتاب حضور
راز عمر منست می دانم
پرتو عشق می زنی بر من
مثل آیینه باز گردانم
دوست دارم ترا که زیبایی
دوست داری مرا که نادانم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.