راز سخن

دل سنگ

مست است دل سنگم از مست حذر باید

مست است دل سنگم از مست حذر باید
اندام بلورت را زین سنگ خطر باید
من آتش ویرانگر اندام تو گل پرور
گل بر سر این آتش یک فکر دگر باید
من تشنه چنان صحرا تو بارش بی همتا
گر زندگی ام خواهی بر تشنه گذر باید
مجنون شده چون بیدم سودای تو دزدیم
آخر به خدا دیدم یک روز ثمر باید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.