راز سخن

درپيچيده به خويش...

به زرین‌تاج و نورالدین سالمی

به زرین‌تاج و نورالدین سالمی
درپیچیده به خویش جنین‌وار
که پیرامنت انکارِ تو می‌کند،
در چنبره‌ی خوفِ سیاهی به زهدان ماننده
در ظلماتی از غلظتِ سُرخِ کینه یا تحقیر.
«ــ رها شو تا به معرکه‌ی جدال درآیی
حتا به هیأتِ شکل‌نایافته جنینی!»
میلادت مبارک ای واحدِ آماری
ای قربانیِ کاهشِ نوزادْمرگی!
۱ مهرِ ۱۳۷۰
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.