شمارهٔ ۷۰
وصل شک نیست که در می باید
وصل شک نیست که در می باید
و ز میان هجر بدر می باید
نظر نا گذرانست بدوست
لیک از بخت نظر می باید
خدمتی جان بر او بردم گفت
به از این نقد دگر می باید
اگر از وصل سخن میگوئی
سخن اینست که زر می باید
دل مرا بر سر این گفت مترس
پایمزدت منم ار می باید
بس برونق سر و کاری است اثیر
طنز ناساز تو در می باید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.