راز سخن

رباعی شمارهٔ ۴۸

ایدل چو فراقش رگِ جان بگشودت

ایدل چو فراقش رگِ جان بگشودت
منمای بکس خرقهٔ خون آلودت
می‌نال چنانکه نشنوند آوازت
می‌سوز چنانکه برنیاید دودت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.