راز سخن

رباعی شمارهٔ ۳۸

تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت

تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت
مسکین دلِ رنجورِ من از درد گداخت
گویا که ز روز‌گار دردی دارد
این درد که در پای تو خود را انداخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.