راز سخن

شمارهٔ ۵۵

رخت چون دیوانگان صحرا به صحرا می‌کشم

رخت چون دیوانگان صحرا به صحرا می‌کشم
عشق می‌گوید سفر کن رخت هرجا می‌کشم
در میان محنت امروز از بس خو کردم
انتظار محنتی دارم که فردا می‌کشم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.