شمارهٔ ١٠ - ترجمه
بدوستی که نیاید امیدها همه راست
بدوستی که نیاید امیدها همه راست
نه هر چه نیز بترسند از آن شود واقع
چو در میانه مرد و بلا شبی باشد
چه داند او که چه سازد بصبحدم صانع
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.