راز سخن

شمارهٔ ۴۸۶

در لهو و لعب عمر بسر برد دلم

در لهو و لعب عمر بسر برد دلم
گوی از همه شاطران بدر برد دلم
یکچند نظاره جهان کرد ولیک
زو کافرم ار حظ نظر برد دلم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.