راز سخن

شمارهٔ ۳۰۳

هر فتنه که بر سرم کنون می‌آید

هر فتنه که بر سرم کنون می‌آید
از فعل بد باده برون می‌آید
هان ای دل آشفته دگر ننشینی
با دختر رز که بوی خون می‌آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.