راز سخن

شمارهٔ ۲۰۲

زلف تو که بس تعبیه ساز افتادست

زلف تو که بس تعبیه ساز افتادست
هندوست و لیک ترکتاز افتادست
تا بر دل دیوانه من بند نهاد
آسوده و خوش نیست بآز افتادست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.