شمارهٔ ٨٨٣
هر که در عالم رندی قدمی رفته بود
هر که در عالم رندی قدمی رفته بود
هیچ زاهد نتواند که بنازد بروی
زو فره می نتوان برد ولی وقت سپرد
دنبه بگذارد و به نیز گدازد بروی
گر بزرگی کند اندر نظرش حاتم طی
سر بپاشندگی خرده فرازد بروی
سکه داری که چنین است سترک و روشن
خرقه رندوشی نیک برازد بروی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.