شمارهٔ ٨٨١
همی گفتم از راه ضجرت شبی
همی گفتم از راه ضجرت شبی
نسیم صبا را بخواهشگری
که لطفی بود بی نهایت اگر
پیامی ز من سوی خسرو بری
کریم جهان انک گر حاتمش
بدیدی نکردی بجز چاکری
بهنگام فرصت بگو اینقدر
از آن پس که خدمت بجای آوری
که سمع شریفت همانا شنید
بفرخنده فالی و نیک اختری
که محمود با عنصری از کرم
چها کرد و موجب همین شاعری
تو بیشی و من بنده هم کم نیم
ز محمود غازی و از عنصری
اگر حرفه الفضل مانع نشد
چرا سوی ابن یمین ننگری
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.