شمارهٔ ٨۵٧
قطب سپهر مکرمت ای یافته دلم
قطب سپهر مکرمت ای یافته دلم
از جود تو چو ذره ز خور تاب زندگی
بر من که مرده بودم از احداث روزگار
مهرت گشاد بار دگر باب زندگی
در خشکسال مکرمت ابر سخات زد
بر تاب آتش جگرم آب زندگی
باز آر از آنشراب کهن شربتی بجام
کآنست رکن اعظم اسباب زندگی
گر اهتمام لطف تو نبود گسسته دان
از خیمه وجود من اطناب زندگی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.