شمارهٔ ۶٨۴
کسی که نیک نهاد آمد از بدایت کار
کسی که نیک نهاد آمد از بدایت کار
ز خود چگونه پسند آیدش بدی کردن
چو سیرت ملکی میتوان گرفت بجهد
نشان همت قاصر بود ددی کردن
بکوش در ره احسان که آن بود با حق
تجارتی ز پی سود ده صدی کردن
بهوش باش که پیری رسید ابن یمین
گذشت وقت جوانی و بیخودی کردن
شباب فرع جنونست و شیب اصل خرد
جنون قبیح بود وقت بخردی کردن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.