راز سخن

شمارهٔ ۵٩٣

جمعی که در تصور اوهام نامدی

جمعی که در تصور اوهام نامدی
پروین صفت بریدن پیوندشان ز هم
دیدم بچشم خویش که دستان روزگار
همچون بنات نعش پراکندشان ز هم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.