راز سخن

شمارهٔ ۵٨٣

ببابا حیدرم باشد توقع

ببابا حیدرم باشد توقع
که چون واقف شود از حال زارم
فرستد ناخنی سوده زمرد
که تا افعی غم را کور دارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.