شمارهٔ ۵٢٠
عزمم درست گشت که نارم دگر بکف
عزمم درست گشت که نارم دگر بکف
مدح کسی که هست بدو هجو هم دریغ
میغند این خسان به نپاشیدن عطا
ز آنرو که جمله صاعقه بارند همچو میغ
ابن یمین ز همت دونان کرم مجوی
کی کار ذوالفقار کند زنگ خورده تیغ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.