شمارهٔ ٣۶٨
نه بکوشش در است روزی خلق
نه بکوشش در است روزی خلق
نه بجد و بجهد داد ستند
از تکاپوی رزق نگشاید
گر چه مردم در آن فتادستند
بی بر و بار ماند برگ چنار
گر چه صد دست بر گشادستند
باز نرگس فکنده سر در پیش
تاج زر بر سرش نهادستند
تا بدانی که طالعست همه
هر کسی را هر آنچه دادستند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.