شمارهٔ ١۶۴
مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکنند
مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکنند
از برای آنک دارند از دگر کس عاریت
من ندارم با کسی در سر نزاع از بهر آنک
بی گمان داند که باید داد وا پس عاریت
گر پلاسی باشدم بیزحمت و تشویش خلق
عارم آید ز آنکه پوشم در بر اطلس عاریت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.