راز سخن

شمارهٔ ۴۸۱

باز در پرده دل پرتو دلدار رسید

باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
پرده داران خبری نوبت دیدار رسید
سر حق گفت چو منصور گذشت از سر جان
تا بمعراج حقیقت بسر دار رسید
مژده ده ای دل بیمار پرستانرا
که طبیبی زوفا بر سر بیمار رسید
آه عشاق بود گرد رخت نه خط سبز
تا بر آئینه بدانی زچه زنگار رسید
شاید ار شیخ برهمن شود و هندوی بت
تا که در کعبه عیان آن بت فرخار رسید
عشق حیدر شدت اکسیر مراد آشفته
که زر قلب تو امروز به معیار رسید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.