شمارهٔ ۱۲۱۴
به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی
به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبی
به وهم نیز نگنجیدهای به ترکیبی
دریغ و درد که کردی تغافل اندر بزم
رقیب کرد به قتلم اگرچه تقریبی
مرا از ناصیه پیداست صدق خدمت عشق
اگر که مدعیانم کنند تکذیبی
مزن تو لاف ادب ای حکیم یونانی
ادیب عشق نکرده تو را چو تأدیبی
ز حسن خلق و ز تهذیب نفس دم چه زنی
اگر ریاضت عشق نکرده تهذیبی
برو به باغ ولای علی تو آشفته
که بر درش نبرد راه هیچ آسیبی
به تیه ظلمت نفس اوفتاده بودم دوش
مرا به کوی تو میکرد خضر ترغیبی
چه رتبهات بود ای عشق و منزلت به کجاست
نه در فراز مکان داری و نه در شیبی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.