راز سخن

شمارهٔ ۵۱۵

آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند

آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند
شاید که به هر محفل آتشکده افروزند
رخسار تو خورشید است زاغیار چه میپوشی
کاینان همه خفاشند ناچار نظر دوزند
عشاق تو میسوزند در آتش و میسازند
این بلبل و پروانه در عشق نو آموزند
جز کشته عاشق را برق تو نخواهد سوخت
صد خرمن اگر در دشت زهاد براندوزند
آیا چه طمع دارند از وصل تو در فردا
آنان که همه منکر در عشق تو امروزند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.