راز سخن

شمارهٔ ۴۰ - حکایت

شنیدم که نادر شه سنگدل

شنیدم که نادر شه سنگدل
گذر کرد بر زاهدی تنگدل
چنین گفت با گوشه گیر نژند
که: امروز الحق تویی سر بلند
که کردی ازین ملک فانی گذشت
نکردی ز همت دگر بازگشت
بگفت آنکه بودش ز دانش بسیج
که همت نخواهد گذشتن ز هیچ
تو در کار همت کمر بسته‌ای
که از ملک باقی نظر بسته‌ای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.