راز سخن

شمارهٔ ۱۲۵

ز آن شب که رخت دیده، گلت چیدستم

ز آن شب که رخت دیده، گلت چیدستم
ا زدیدن روز، دیده پوشیدستم
هر روز گرفته شمع خورشید بکف
گردم پی آن شب که، تو را دیدستم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.