راز سخن

شمارهٔ ۱۰۳

شبها دارم از آن مه مهر فروز

شبها دارم از آن مه مهر فروز
در سینه همه آتش و در جان همه سوز
گفتی: شب و روزت، ز چه شد تیره و تار؟!
آن موی چو شب ببین و، آن روی چو روز!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.