شمارهٔ ۵۰ - و له قطعه
ای بسا خشم، که صد لطف عیان است ازو
ای بسا خشم، که صد لطف عیان است ازو
ای بسا لطف، که صد زخم نهان شد در وی
روی در هم کشم، از بوسهٔ شیرین لب یار
همچو مستی که کشد رو به هم از تلخی می
بشکر خنده گشایم دهن از دیدن غیر
همچو آن شیر که روباه ببیند از پی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.