راز سخن

شمارهٔ ۱۵۸

طبیبا، جان غم پرورد من بین

طبیبا، جان غم پرورد من بین
چو درمانم تو داری، درد من بین
تو کز می، چهره ی گلرنگ داری
به این شکرانه رنگ زرد من بین
بکویت نقد جان آورده از راه
کرم فرما و راه آورد من بین
نگارا، چونکه در محمل نشستی
بدنبالت شتابان گرد من بین!
دلش را گرم کردم با خود آذر
بیا تأثیر آه سرد من بین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.