راز سخن

شمارهٔ ۸۴

آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند

آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
عهد را مشکل ببندد، لیک آسان بشکند
آنکه بر زندان‌نشین مصر، بندد روز در
شب به حکم عشق آید، قفل زندان بشکند
می‌کشند از سینه‌ام تیر تو را یاران و، دل
اضطرابی می‌کند، شاید که پیکان بشکند
...........
زان سبب پیمانه می‌نوشد که پیمان بشکند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.